فارسی
Perspective

ترامپ تهدید نسل‌کشانه علیه ایران را با یک «آتش‌بس» دو هفته‌ای دنبال می‌کند

ده ساعت پس از آن‌که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تهدید کرد «امشب کلٍ یک تمدن خواهد مرد»، او شامگاه سه‌شنبه در تروث سوشال بیانیه‌ای منتشر کرد و مدعی شد که «بمباران و حمله به ایران را برای مدت دو هفته به حالت تعلیق درمی‌آورد»، مشروط بر اینکه ایران با «بازگشایی کامل، فوری و ایمنِ تنگه هرمز» موافقت کند. ترامپ همچنین مدعی شد که آمریکا «از پیش به تمامی اهداف نظامی خود دست یافته و از آن ها فراتر رفته است» و این‌که ایالات متحده و ایران «در مسیر دستیابی به یک توافق نهایی، بسیار پیش رفته‌اند». 

ترامپ در اول آوریل ۲۰۲۶ در کاخ سفید در واشنگتن دی سی گفت: «ما نمی‌توانیم از مهدکودک مراقبت کنیم... ما در حال جنگ هستیم.» [عکس: کاخ سفید] [Photo: The White House]

بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای به نقل از مقام‌های ایرانی، ایران «آتش‌بس» پیشنهادی پاکستان را، پس از یک مداخلهٔ لحظهٔ آخری از سوی چین، پذیرفته است، و گفته می‌شود تأیید نهایی آن از سوی رهبر جدید ایران، آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، صادر شده است. 

تا لحظهٔ نگارش این سطور، هنوز روشن نیست که مبنای این توافق چیست. ترامپ شامگاه سه‌شنبه در ارتباط با ایران با حمله‌ای تند و خصمانه به سی‌ان‌ان نوشت: «بیانیهٔ ادعایی منتشرشده توسط شبکه خبری سی‌ان‌ان جعلی است، و خودِ سی‌ان‌ان هم این را به‌خوبی می‌داند»، و سی‌ان‌ان را به اقدام قانونی تهدید کرد. ظاهراً این حمله در واکنش به گزارشی بود که سی‌ان‌ان تحت این عنوان منتشر کرده بود: «ایران مدعی پیروزی است و می‌گوید آمریکا را وادار به پذیرش طرح ۱۰ ماده‌ای کرده است.»

با این حال، این توافقِ دقیقهٔ نودی به مثابه یک عقب‌نشینی از سوی ترامپ تلقی خواهد شد. تهدیدات او نتوانسته ایران را مرعوب کند، اما بحران سیاسی درون دولتش را تشدید کرده است. 

تهدید ترامپ به نابودی تمدنی با ۹۳ میلیون نفر جمعیت — که به‌خودیِ خود یک جنایت جنگی است — و کل این جنگ، بحرانی سیاسی با ابعادی تاریخی ایجاد کرده است. این اظهارات، دولت آمریکا را به‌عنوان رژیمی قانون‌گریز، به رهبری تبهکاران زیرزمینی افشا کرده است. این امر باعث شوک و انزجار در سراسر ایالات متحده و در سطح بین‌المللی شده است. هر آنچه که از اقتدار اخلاقیِ ادعاییِ آمریکا باقی مانده بود، برای همیشه و به‌گونه‌ای جبران‌ناپذیر فروپاشیده است، با گسترده‌ترین پیامدها برای جامعهٔ آمریکا.

واشنگتن و متحدانش جنگی را آغاز کردند که گمان می‌کردند می‌توان آن را با ترور و ارعاب تعیین تکلیف کرد، اما آنان سطح مقاومت مردم ایران را به‌شدت دست‌کم گرفتند. امپریالیسم آمریکا اکنون با معضلی لاینحل روبه‌روست. تشدید جنگ، انگِ مجرمیت را در جنگی که نمی‌تواند در آن پیروز شود عمیق‌تر می‌کند و خطر پیامدهای انفجاری در داخل کشور را به همراه دارد؛ عقب‌نشینی نیز در سطح بین‌المللی به‌عنوان یک شکست تلقی خواهد شد و وضعیت سیاسی داخل ایالات متحده را بیش از پیش بی‌ثبات خواهد کرد.

رویدادهای روز سه‌شنبه نشان می‌دهد که بحران تا چه اندازه خارق العاده شده است. در درون ارتش، کسانی که وظیفه اجرای دستورات ترامپ را بر عهده داشتند، در موقعیتی قرار گرفته بودند تا عملیاتی را  به اجرا درآورند که در سطح جهانی به‌عنوان جنایات جنگی شناخته می‌شوند، آنهم در بحبوحهٔ نگرانی فزاینده‌ از اینکه نیروهای مسلح مسئولیت هر اقدام انجام شده را « به‌تنهایی بر دوش بکشند.»

این واقعیت در اظهاراتی از درون خودِ ساختار سیاسی حاکم نیز بازتاب یافت، از جمله از سوی بخش‌هایی از هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات. سارا جیکوبز ( نماینده دموکرات کالیفرنیا) نوشت که «رئیس‌جمهور همین الآن تهدید به نسل‌کشی کرد»، از ستاد مشترک ارتش خواست تا هرگونه دستوری را که ناقض قوانین فدرال و بین‌المللی است نادیده بگیرد، و گفت که «همه گزینه‌ها — از جمله استیضاح — باید در نظر گرفته شود.» نماینده تد لیو، که او هم اهل کالیفرنیا است، مستقیماً فرماندهی نظامی را خطاب قرار داد و تأکید کرد که کدٍ یکنواخت عدالت نظامی و قانون فدرال، جنایات جنگی را ممنوع می‌کند.

اینکه اساساً چنین اظهاراتی مطرح می‌شود، خود نشانگر ابعاد بحران است. بااین‌حال، این اظهارات همچنین عجز و سوءنیتِ «اپوزیسیون» را افشا می‌کند. همان دموکرات‌هایی که از نسل‌کشی در غزه حمایت کردند، جنگ علیه ایران را امکان‌پذیر ساختند، بودجهٔ دستگاه نظامی را تأمین کردند و از هرگونه مبارزهٔ جدی علیه دیکتاتوری ترامپ خودداری کردند، اکنون دربارهٔ جنایات جنگیِ قریب‌الوقوع هشدار می‌دهند، بی‌آنکه هیچ اقدام مشخصی برای متوقف کردن آنها پیشنهاد کنند.

 در بیانیهٔ رسمی‌ منتشر شده توسط رهبری دموکرات‌های مجلس نمایندگان در روز سه‌شنبه، آمده است که «دونالد ترامپ کاملاً از کنترل خارج شده است» و «مجلس نمایندگان باید فوراً تشکیل جلسه دهد و پیش از آنکه دونالد ترامپ کشورمان را به ورطه جنگ جهانی سوم بکشاند، برای پایان دادن به این جنگِ بی‌پروای انتخابی در خاورمیانه رأی‌گیری کند.»

تنها کمی بیش از یک هفته پیش، بیش از ۸ میلیون نفر در اعتراضات «بدون پادشاه» علیه ترامپ به خیابان‌ها آمدند. در حالی که مخالفت با جنگ علیه ایران یکی از احساسات غالب در میان شرکت‌کنندگان بود، سازمان‌دهندگان وابسته به حزب دموکرات به طور سیستماتیک هرگونه اشاره جدی به جنگ علیه ایران را منتفی کردند، چه رسد به هشدار در مورد «جنگ جهانی سوم».

اکنون دموکرات‌ها می‌نویسند که جهان در آستانهٔ جنگ جهانی قرار دارد، جنگی که ناگزیر شامل استفاده از سلاح‌های هسته‌ای خواهد بود. با این حال، فراخوان آنان نه خطاب به مردم، بلکه خطاب به حزب جمهوری‌خواه است. در پایان بیانیه آمده است: «زمان آن رسیده است که جمهوری‌خواهان مجلس نمایندگان، وظیفهٔ میهن‌پرستانه را بر وفاداری حزبی مقدم بدانند و برای متوقف کردن این جنون به دموکرات‌ها بپیوندند.»

چاک شومر، رهبر دموکرات‌های سنا، همراه با دیگر دموکرات‌های سنا، روز سه‌شنبه بیانیه‌ای صادر کرد با اذعان به این‌که «تخریب تعمدی برق، آب یا زیرساخت‌های اساسی که ده‌ها میلیون غیرنظامی به آن وابسته‌اند ... یک جنایت جنگی محسوب خواهد شد.» اما عبارت کلیدی این بیانیه، این درخواست عاجزانه است: «رئیس‌جمهور نباید این تهدید را عملی کند.» به عبارت دیگر، پس از پنج هفته جنگ غیرقانونی، دموکرات‌های سنا با درخواست مؤدبانه از ترامپ برای عدم انجام این کار، به تهدیدِ قتل‌عام  واکنش نشان می‌دهند.

دموکرات‌ها به «قضاوت بهتر» ترامپ و «میهن‌پرستی» جمهوری‌خواهان متوسل می‌شوند، در حالی که از بسیج مخالفت عظیم موجود در میان مردم خودداری می‌کنند، زیرا چنین بسیجی بلافاصله مسائلی را مطرح خواهد کرد که آنان بسیار بیش از ترامپ از آن‌ها هراس دارند.

علاوه بر این، دموکرات‌ها از هدف اساسی سلطهٔ آمریکا بر خاورمیانه و جنگ علیه ایران حمایت می‌کنند؛ جنگی که از نسل‌کشی در غزه، که در دوران بایدن آغاز شد، سرچشمه می‌گیرد. کریس مورفی سناتور دموکرات — که قبلا در همان روز تهدیدهای ترامپ را « از نظر اخلاقی به‌طرز فاحشی نادرست» و «شیطانی» خوانده بود — شامگاه سه‌شنبه در واکنش به گزارش‌ها دربارهٔ شرایط آتش‌بس نوشت: «به نظر می‌رسد ترامپ الساعه با واگذاری کنترل تنگهٔ هرمز به ایران موافقت کرده است، یک پیروزی تاریخ‌ساز برای ایران.» مورفی افزود: «سطح این بی‌کفایتی هم حیرت‌آور است و هم دلخراش.»

اگر طبقهٔ حاکمه در سیاست خارجی با یک معضلِ حل‌ناشدنی روبه‌رو است، در سیاست داخلی نیز با معضلیِ متناظر و حل‌ناشدنی مواجه است. این طبقه، تبهکارانِ زیرزمینیِ سیاسی تجسم یافته در ترامپ را به قدرت رسانده تا جنگ جهانی و ضدانقلاب اجتماعی را پیش ببرد — سیاست‌هایی که نمی‌توان آن‌ها را از طریق روش‌های قانونی یا دموکراتیک به اجرا گذاشت. اما تلاش برای تحمیل این سیاست‌ها، همان نیروهای اجتماعی‌ را که طبقهٔ حاکمه بیش از همه از آن‌ها هراس دارد، به حرکت درمی‌آورد و به رشدِ تناقضات طبقاتیِ انفجاری در درون ایالات متحده دامن می‌زند.

همهٔ جناح‌های بورژوازی به‌طورآشتی‌ناپذیری با چنین جنبشی از پایین مخالف‌اند، زیرا این جنبش نه صرفاً یک دولتِ معین، بلکه خودِ بنیان‌های حاکمیت سرمایه‌داری را تهدید می‌کند. پاسخ طبقهٔ حاکمه نه عقب‌نشینی، بلکه تشدید اوضاع و افزایش سرکوب داخلی خواهد بود.

صرف‌نظر از تحولات بلافاصله، این جنگ پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت که دستگاه سیاسی حاکم نه می‌تواند آن‌ها را کنترل کند و نه می‌تواند از آن‌ها بگریزد. این بحران را نمی‌توان از طریق سازوکارهای معمولِ نظام سیاسیِ تحت کنترل شرکتی حل‌وفصل کرد.

حزب برابری سوسیالیستی تأکید می‌کند که مسئلهٔ تعیین‌کننده، مداخلهٔ مستقلِ طبقهٔ کارگر به‌عنوان یک نیروی اجتماعی و سیاسی است. آتش‌بسِ دو هفته‌ای، اگر دوام بیاورد، دوره‌ای از بحران سیاسیِ فزاینده را به دنبال خواهد داشت. باید از این دوره برای ساختنِ مخالفتِ توده‌ایِ طبقهٔ کارگر با جنگ و دولتِ ترامپ استفاده کرد.

این مبارزه از بسیج سیاسیِ طبقهٔ کارگر علیه الیگارشی سرمایه‌داری و نظام سرمایه‌داری‌ که از آن دفاع می‌کند، جدایی‌ناپذیر است. طبقهٔ حاکمه، بشریت را به آستانهٔ فاجعه سوق می دهد. طبقهٔ کارگر باید از طریق مبارزه برای انقلاب سوسیالیستی به آن پاسخ دهد.

به حزب برابری سوسیالیستی بپیوندید.

Loading